<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>دامون</title>
<link>http://damoniran.blogfa.com/</link>
<description>با هم بریم جای دیگه مثلا استرالیا ، چطوره؟</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Mon, 29 Sep 2008 14:53:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>بازی سرزمین مادری </title>
<link>http://damoniran.blogfa.com/post-58.aspx</link>
<description>
عمو بهروز گل افتخار داده و من رو به یه بازی وبلاگی دعوت کرده خب اول سوالش :&lt;br /&gt;&lt;br style=&quot;font-weight: bold;&quot; /&gt;&lt;span style=&quot;font-weight: bold;&quot;&gt;1. برای نیمه مهاجران استرالیا: چه چیزهای خوب و با ارزشی ممکنه باعث بشه که از رفتن منصرف بشین؟&lt;/span&gt;&lt;br style=&quot;font-weight: bold;&quot; /&gt;&lt;span style=&quot;font-weight: bold;&quot;&gt; (برای مهاجران استرالیا: &quot;چه چیزهای خوب و با ارزشی ممکنه باعث برگشتنتون بشه؟&quot;)&lt;/span&gt;&lt;br style=&quot;font-weight: bold;&quot; /&gt;&lt;span style=&quot;font-weight: bold;&quot;&gt; - یه خواهش: فقط حرفهای خوب بزنید و غم و غصه دار نکنین جوابهاتون رو جان عزیزانتان!!&lt;/span&gt;&lt;br style=&quot;font-weight: bold;&quot; /&gt;&lt;br style=&quot;font-weight: bold;&quot; /&gt;&lt;span style=&quot;font-weight: bold;&quot;&gt;    2. برای نیمه مهاجران استرالیا: چه چیزها و یا خاطرات ارزشمندی هست که وقتی اونجا رفتید ازشون با افتخار واسه اجانب صحبت می کنید؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;font-weight: bold;&quot;&gt;ل&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; اولا که من نمی دونم جز کدومم ولی مطابق تعریف مهاجرت حالا که خونه زندگی تو ایران ندارم و جلای وطن کردم و اینجام شاید مهاجر حساب شم اما چون به اینجا دائمی نگاه نمی کنم و اصلا ویزام تا 5 سال بیشتر تمدید نمی شه و کلا هیچ رقمه هم دوست ندارم به اینجا به چشم مقصد نگاه کنم پس با اجازه بزرگترها منم خودم رو نیمه مهاجر حساب می کنم &lt;br /&gt;&lt;br /&gt; 1-  الف ) مهمترن دلیلی که ممکنه باعث بشه نرم اینه که کسی که همیشه پایه زندگیم بوده منصرف شه منم بدون هیچ تردیدی نخواهم رفت شاید بگید طرف زی زی تشریف داره ولی واقعیت اینه که من به نظر خانمی خیلی اهمیت می دم و می دونم اونقدر قویه که اگه بگه جایی نمی تونه زندگی کنه حتما نمی تونه پس منم نمی تونم ، مطمئنم که دلیل هم نخواهم پرسید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ب ) توی ایران اتفاق بدی مثل خدای نکرده جنگ یا زلزله تو تهران  پیش بیاد که عمرا حاضر نیستم در یه همچین شرایطی خانواده و دوستانم رو تنها بزارم این رو جدی گفتم من و خانمی کلا مدلمون اینه که واسه دلمون زندگی می کنیم ، خیلی در قید و بند چیزای دیگه نیستیم و مطمئنن توی همچین شرایطی دلمون فقط پیش اوناییه که دوستشون داریم پس باید مراقبشون باشیم &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ج) توی مالزی اینقدر کارم بگیره که اصلا  دلم نیاد جای دیگه از صفر شروع کنم &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;د) تصمیم بگیریم که نخوایم بچه دار شیم که البته بعیده چون جفتمون دلمون واسه یه نی نی ضعف می ره &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ه ) اصولگراها در انتخابات استرالیا برنده شن&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;و ) سیدنی در عملیات والفجر 12 فتح بشه .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ز ) بهروز بره اونجا و آب معدنی های استرالیا رو تموم کنه &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;2 - &lt;br /&gt;اینم از اون سوالهاس ها چی گم بشینم از اقتدار هخامنشیان و ساسانیان بگم خداییش خنده دار نیست واسه کس که تاریخ نداره یا حداکثر 300 سال داره در مورد 2600 سال پیش بگم؟؟؟ از سیستمهای پیشرفته مدیریتی ایران بگم ؟ از ریشه کنی فساد و بازیهای کثیف سیاسی بگم؟ از مهرورزی دولت با دانشجوها؟ از کم بودن آمار اعتیاد و فحشا؟ از سرزندگی جونها و امید به زندگی مسنترها ؟ از راحتی خرید خونه و ماشین واسه یه دانشجوی تازه فارغ التحصیل شده؟ از وفور کار برای متخصصین یا حتی کارگرهای ساده؟ از نظام کاملا دموکراتیک سیاسی ؟ از احترام به خرده فرهنگها ؟ از اینکه امکان نداره تو کشورم یه هموطن به هموطن دیگش از زگل نازکتر بگه ؟ از خودفروشی دختر 13 ساله کشورم  تو دبی ؟از فرار  بهترین مغزهای  وطنم به هر قبرستون دره ای که بشه رفت ؟ ....... بهروز خدا بگم چیکارت نکنه فکر کنم وبلاگم ..یلتر شد.&lt;span style=&quot;font-weight: bold;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-weight: bold;&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;
</description>
<pubDate>Mon, 29 Sep 2008 14:53:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=damoniran&amp;postid=58</comments>
<dc:creator>damoniran</dc:creator>
<guid>http://damoniran.blogfa.com/post-58.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>GMT+8  -2</title>
<link>http://damoniran.blogfa.com/post-57.aspx</link>
<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;آخرش از رو رفتم منتظر نشسته بودم ببینم کسی نظری داره یا نه یه جورای داشتم لج بازی می کردم خوب کم اوردم دیگه مثل اینکه خیلی کسی با نوشته هام حال نمی کنه که نظر نمی ده دیگه بی خیال خودم که حال می کنم تازه جدیدا خانمی هم به خواننده هام اضافه شده و اونم خوشش اومده پس می نویسم&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دوسال پیش که اومدم اینجا به خلق الله باید کلی در مورد اینکه ایران کجای دنیاس توضیح می دادم اما به برکت ریاست جم .ه و ر محترم و دولت مکرمه جماعت فراری ایرونی کاری کردن که این خنگا از صدمتری می فهمن ایرانی هستی حتی فکر کنم از لهجت می فهمن مال کدوم شهر ایرانی ، خوشبختانه یا بدبختانه من افتادم وسط کلونی ایرونی ها یعنی تو مجتمع ما حداقل 20 تا خانواده ایرانی دیگه هستن &lt;br /&gt;همه هم دانشجو ، جالبه که اکثرا متاهل و بچه دار ، تا حالا روم نشده از یکیشون بپرسم بگم آخه اینقدر از ایران بیرون بودن ارزش داره که به بهونه درس خوندن با زن و بچه زدی بیرون و خودت رو اینجا خونه نشین کردی ؟ نمی دونم چی بگم دوست ندارم قضاوت کنم ، تنها کسی که سر کار می ره من و یکی از همکارام هستیم بقیه دانشجو و خونه نشین و دنبال کار دانشجویی بگذریم &lt;br /&gt;مسلمونای طبقه پایین و متوسط اینجا  بدجوری طرفدار رفیقمون هستن  یه دفعه یه راننده تاکسی نزدیک بود من رو پیاده  کنه  به خاطر اینکه گیر داده بودم که اینقدی نژاد اونقدرها که تو می گی آدم محبوبی توی ایران نیست  باورتون می شه که طرف عکس رییس ج.م هور ما رو زده بود وسط فرمونش !!!!! ؟؟؟&lt;br /&gt;قضیه مدیونی من : رفته بودم گواهینامه مالزی رو بگیرم ترجمه گواهینامه ایرانم رو دادم به افسر مسئولشون که مسلمون هم بود از قضا دارالترجمه احمق پشت گواهینامه که نوع ماشینهایی رو که می تونم برونم رو توش نوشته رو انجام نداده بود و طرف گیر داده بود ، اما به محض اینکه فهمید من کجاییم گفت ایرانی محمود نژاد اوکی ؟ آی لاو هیم ؟ وری بریو من ؟ گو آن ؟  امضا کرد گفت برو گواهینامت رو بگیر به جان خودم می خواستم پارش کنم ولی با خودم گفتم عیب نداره اینم یه فایده از طرف&lt;br /&gt;
راستش گفتنی زیاده از اینجا اگه کسی سوال خاصی داره بگه تا در موردش بنویسم&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;لنگکاوی هم رفتم ، خیلی عالی بود واقعا چهار روز رویایی رو اونجا داشتیم راستی غواصی هم رفتیم وای که هر چی بگم کمه دنیای زیر آب وسط مرجان های بزرگ ، شنا کردن با ماهی ها ی قشنگ حتی رد شدن از فاصله یک متری کوسه البته از نوع بی خطرش اصلا با هیچ تجربه دیگه ای قابل مقایسه نیست خلاصه اینکه بدبخت شدم ، طرفدار یکی از گرون ترین تفریحات دنیا شدم اصلا هم نمی تونم ازش دل بکن خدا به جیبم رحم کنه &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;</description>
<pubDate>Wed, 24 Sep 2008 18:46:51 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=damoniran&amp;postid=57</comments>
<dc:creator>damoniran</dc:creator>
<guid>http://damoniran.blogfa.com/post-57.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>GMT +8 No 1</title>
<link>http://damoniran.blogfa.com/post-56.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;نمی دونم چرا چند وقته به وبلاگم سر نمی زنم شاید وقت نداشتم  ؟؟!!... خوب آره دیگه درگیر بودم &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اینجا دارم روی روال می افتم واسه گفتن حرف زیاده چون بلد نیستم خیلی از کلمات ربط استفاده کنم ، تیتر وار می گم که خوندنش سریعتر باشه...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;1-     فایل نامبرم دقیقا همون روزی که پست قبلیم رو زدم یعنی 4 روز بعد از لاجم رسید. حالا که میخوام پروندم کند پیش بره این اوزیهای ابله گیر دادن ها ....&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;2-     مالزی کشور جالبیه یعنی کلا اینترفیس خوبی داره مخصوصا واسه توریستها ، مردم فقیر و خیابونهای پر از کثافت زیاد دارن ، مردمش هم برخلاف اونکه با توریستها خوش برخوردن ولی آدمای خنگ وتنبلی هستن (اسم ایرونیها بد در رفته) مخصوصا کارمنداشون که اصلا فاجعن .. تا وقتی که کار روی روال باشه سریع انجام می شه ... اما خدا نکنه یه فرقی با روال معمول داشته باشی یا مثلا دو تا کار با هم برسه به یه کارمند ، درجا هنگ می کنه . خوشم نمی آد از اون آدمایی که فقط واسه اینکه بگن جای توپی زندگی می کنن فقط از اینجا تعریف می کنن  اینجا در کنار خوبیهای زیادی  که داره بدی هم زیاد داره  اگه تونستم یه جایی ردیف کنم شاید عکسهایی از اینجا بزارم که همتون شاخ در بیارید یعنی عمرا توی پایین ترین محله تهرون خودمون همچین صحنه ای رو نبینید.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;3-     چند هفته پیش رفتیم کنسرت عمو ابی که  خداییش خیلی حال داد ، یادمه یه سری تو تهران با خانمی رفتیم کنسرت داریوش خواجه نوری  صدا افتضاح ، بازرسی بدنی ، برنامه ریزی بد واینکه  اول هر ردیف یه نفر بود که تا دست می زدی تذکر می داد  .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;4-     خونه گرفتم ، Agent های اینجا خیلی پدرسوختن صد رحمت به بنگاهی های خودمون اصلا نباید بهشون اطمینان کلی داشت حتما در مورد یه محل باید باچند نفر کار کنید  توی خونه گرفتن تجربه خوبی پیدا کردم اگه کسی لازم داره کامنت بده تا جوابش رو بدم  خلاصه اینکه یه خونه توی یه مجموعه برج که اینجا با اسم Condo شناخته میشن رو به یه دریاچه و زمین گلف .. از نظر امکانات ورزشی که  خداییش شرمنده کرده (آخه تازه فهمیدم ورزش نکردنم مال بی امکاناتی نبوده قضیه از جای دیگه ای آب خورده بوده ) استخر واسه پیاده روی ، استخر رو به دریاچه ، بدمینتون ، تنیس ، سالن بدنسازی ، سونا ، جکوزی و از این حرفا اینم یه لینک که از طریق اون خونه رو پیدا کردم : &lt;A href=&quot;http://www.propnet.com.my/property/4505&quot;&gt;http://www.propnet.com.my/property/4505&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;5-     ماشین هم book  کردم  اینم عکسش &lt;A href=&quot;http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/9/95/Proton_Satria_Neo%2C_Kuala_Lumpur.jpg&quot;&gt;http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/9/95/Proton_Satria_Neo%2C_Kuala_Lumpur.jpg&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;6-     دو تا نکته بالا واسه این بود که بگم اینجا زندگی راحته اگه کار داشته باشی .  من اینجا با ماهی 2800 رینگت قسط و اجاره خونه که می شه حدود 800 هزار تومن به علاوه 5 میلیون پول پیشی که دادم توی همچین خونه ای می تونم زندگی کنم و یه ماشین تقریبا اسپورت که همیشه دوست داشتم رو داشته باشم . خوب تعریفتون از یه رفاه نسبی چیه ؟ تازه خونه رو می تونستم اگه حدود 12 میلیون پیش بدم با قسط به اندازه اجاره بخرم!!!  &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;7-     مدیون اینقدی نژاد هم شدم  ، تو کامنتها یادم بندازید که  پست  بعدیم خاطره باشه .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;8-     بازم چیزای زیادی دارم بگم  که خورد خورد می گم هنوز اینترنت خونه ام وصل نشده  و امشب دارم می رم لنگکاوی پست بعدیم باشه وقتی برگشتم  ... فعلا&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 05 Sep 2008 05:33:14 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=damoniran&amp;postid=56</comments>
<dc:creator>damoniran</dc:creator>
<guid>http://damoniran.blogfa.com/post-56.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>یه نمه بالاتر از خط استوا</title>
<link>http://damoniran.blogfa.com/post-55.aspx</link>
<description>بالاخره از ایران زدم بیرون همه خاطرات قشنگ و تلخ رو گذاشتم و اومدم رفیقای عزیزی که هر وقت یادشون می افتم می خوام برم بلیط برگشتم رو OK کنم . موقع خداحافظی یه سری از دوستام که اصلا فکرش رو نمی کردم گریه می کردن... خیلی خوشحال بودم که استرالیا نمی خواستم برم مگر نه عمرا می رفتم . &lt;br /&gt;هفته آخر به طرز وحشتناکی درگیر بودم  فروش لوازم منزل (بخونید آتیش زدن) ، تحویل خونه ، تحویل برنامه ها و گرفتن پولشون ، فریت وسایل ، کلی کار مالی و هزار و سیصد تا کار بزرگ و کوچیک  اما خوب گذشت  به طرز احمقانه ای هر چی به پرواز نزدیکتر می شدم بیشتر از شرایط ایران بدم می اومد ولی خدا وکیلی هم این برق رفتن و صف بنزین دیگه قوز بالاقوز شده آخر سر هم که ایران ایر خاطه بسیار خوبی از نظم و برنامه ریزی ایرانی واسم به یادگار گذاشت : پرواز 19:45 ساعت 4:20 پرید بیشتر از 8 ساعت تاخیر با یه جماعت 30 نفره بدرقه کننده گریان که عمرا حاضر نبودن از فرودگاه تکون بخورن ، تصور کنید حس اون چند ساعت من رو .&lt;br /&gt;دلتنگی عجیبی تو وجودمه با اینکه کلی دوست اینجا دارم ، تو محیط کارم  ایرانی هست و می شه فارسی صخبت کرد ، از روز اول که رسیدیم اینترنتم رو برقرار کردم و با ایران ارتباط صوت و تصویر دارم و هزار تا اتفاق خوب دیگه اما خوب دیگه تو چشمای خانمی که غم رو می بینم و می فهمم که داره سعی میکنه من  نفهمم غم دنیا آوار می شه سرم ... آخه طفلی خیلی بیش از حد نرمال عاشق خانواده اشه و البته اونا هم همینطور و دلش واسه کلی آدم تنگ شده منم تنها کاری که می تونم بکنم اینه که کمکش کنم که تحمل بهتری داشته باشه  آهای بر و بچ متاهل مرد متقاضی مهاجرت : از نظر روحی خودتون رو شدیدا آماده کنید ، کلی دلیل واسه مهاجرت داشته باشید نه فقط دلیلی  مثل اینکه اه اه حالم داره از آ.خ.ون.د ها و اینقدی نژاد به هم می خوره یا اینم شده مملکت و ای وای چرا برقا می ره .. نه خیلی قوی تر از این حرفا ..&lt;br /&gt;الان تو هتل Succasa هستم توی خیابون Ampang با نمای بسیار نزدیک برجها دوقلو ، استخر هتل خیلی قشنگ و غیر قابل استفاده است آخه اینجا Arab Season هستش تا اول ماه رمضون و فکر کن داری تو آب شنا می کنی یه هو بن لادن چاق می آد از کنارت رد می شه  &lt;br /&gt;جمعه که رسیدم دوشنبه سر کار بودم خوب بود فقط چرت زیاد زدم بعدش هم که سرمای شدیدی خوردم و دو سه روزی تعطیل شدم خلاصه هنوز نتونستم دنبال خونه بگردم  که هیچ تفریح درست و حسابی هم شامل حالم نشده &lt;br /&gt;آها استرالیا مدارکم رو فرستادم چند روزی هست که داره آدلاید خاک می خوره احتمالا هنوز اون زیر می راست تا بعد ببینیم کی باز میشه و کی شروع به پروسس می کنن و اووووه بیخیال  فعلا که ما عچله ای نداریم بزار یه مدت اینجا باشیم تا بعد چه شود  &lt;br /&gt;در مورد مالزی فعلا اطلاعاتم زیاد نیست و ماشاالله اینقدر ایرانی اینجا زیاده که که حتما هر خانواده ایرانی یک نفر رو اینجا داره و زیر و بم اینجا رو همه تون می دونید .&lt;br /&gt;تابعد .... &lt;br /&gt;راستی پسر خاله دیدی آخرش بدون خداحافظی رفتم تو هم که یه زنگ ناقابل ما رو مهمون نکردی ولی دلم واست تنگ شده و بی صبرانه منتظرم که تو استرالیا ببینمت ..&lt;br /&gt;  
</description>
<pubDate>Sun, 10 Aug 2008 06:27:28 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=damoniran&amp;postid=55</comments>
<dc:creator>damoniran</dc:creator>
<guid>http://damoniran.blogfa.com/post-55.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>شاید آخرین پست ، شایدم نه</title>
<link>http://damoniran.blogfa.com/post-54.aspx</link>
<description>    دارم میرم ، دارم از قفسی که دوسش داشتم  میزنم بیرون . شاید خیلی پرواز بلندی نباشه ولی به نظر من واسه شروع عالیه  هر چی به پروازم نزدیک تر می شم دلم بیشتر واسه خانواده و دوستانم تنگ می شه اما خب نا سلامتی من مردم و باید یه جوری نشون بدم که بابا خیالی نیست ، چون خانمی طفلکی که داره بال بال می زنه  و دلش به من قرصه . مطمئنم وقتی که دارم سوار هواپیما می شم  گریه ام می گیره ولی باید جلوی خودم رو بگیرم ... وای که چقدر مرد بودن سخته ... هرکدم از وسایل خونمون رو داریم به یکی می دیم میره و بار خودمون رو سبک می کنیم.&lt;br /&gt;ولی فاجعه ترین قسمت قضیه : حداقل هفت هشت سالی هست که دارم پروژه های مختلف نرم افزاری رو انجام می دم و تقریبا با همه قرارداد پشتیبانی دارم ... بر و بچ نرم افزار می دونند که من دارم چه مصیبتی رو می کشم &lt;br /&gt;خوب واسه اونایی که فضولیشون گل کرده تمام اتفاقاتی که برام افتاده رو تیتر وار می گم :&lt;br /&gt;- نمره آیلتس رو که گرفته ام.&lt;br /&gt;- از لاج آنلاین منصرف شدم چون اصلا عجله ای برای رفتن به استرالیا ندارم و اینکه حال و حوصله اسکن کردن و مرتب کردن مدارکم رو ندارم ..ون لقشون بزار حالا که دارن این همه پول می گیرن خودشون تایپ و اسکن کنند&lt;br /&gt;- مانی اوردرم فردا پس فردا از دوبی می رسه 2105 دلار ناقابل استرالیا .. مدارکم رو هم پر و پیمون و تکمیل دادم ترجمه و سه شنبه قولش رو گرفتم .. فرم 1276 تقریبا تکمیل شده و فرم 80 رو هم دارم شروع می کنم که امشب پرش کنم و قول مردونه می دم که آخر هفته یا اول هفته دیگه مدارکم توی راه اوزستان باشه قول قول قول&lt;br /&gt;- با یه پیشنهاد کار قدیمی که دوباره تماس داشتن موافقت کردم و دارم می رم مالزی . خیلی فکر کردم .  اونجا مطمئنا درآمدم کمتر از اینجا می شه و هر چی در می آرم خرج می کنم ولی  آرامش اونجا رو با هیچی عوض نمی کنم اصلا برم اونجا ببینم می تونم با روزی هشت ساعت کار یه بند کنار بیام و آخر ماه حقوقم رو بگیرم و مطمئن باشم که درآمد دیگه ای نخواهم داشت  از همه مهمتر واسه خانمی و خودم هم تمرین  دور از خانواده و دوستا ن بودن می شه که خیلی مهم و حیاتیه  تازه کلی برنامه های مختلف واسه اونجا دارم که الان نمی گم تا بعد ...&lt;br /&gt;در ضمن مثل اینکه قضیه ننوشتن اپیدمی شده چون تو این مدت که نبودم هیچکدوم از برو بچ پست جدیدی نفرستاده !!! چرا !!؟؟؟ &lt;br /&gt;
</description>
<pubDate>Sun, 13 Jul 2008 08:19:50 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=damoniran&amp;postid=54</comments>
<dc:creator>damoniran</dc:creator>
<guid>http://damoniran.blogfa.com/post-54.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>خبر داغ داغ داغ</title>
<link>http://damoniran.blogfa.com/post-53.aspx</link>
<description>پوز لیسنینگ توسط اینجانب زده شد نمره ام رو گرفتم  &lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;۷.۵&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/29.gif&quot; width=18&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/22.gif&quot; width=18&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/12.gif&quot; width=18&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/11.gif&quot; width=18&gt; 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;خیلی خوشحالم ...پسر خاله  آریا هم ایضا ... از امروز دیگه قضیه لاجیدن و باقیه مسائل &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;خبر داغ دیگه اینه که .... بعدا مینویسم&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/26.gif&quot; width=18&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پی نوشت : دارم می رم مالزی ۳۰ جولای پرواز دارم .از یه شرکت آمریکایی - مالزیایی - ایرانی (خیلی عجیب غریب شد نه)  پیشنهاد کار داشتم و بالاخره قسمت شد برم فعلا هم دارم جمع و جور می کنم که به صورت برخط لاج کنم (ایول معادل سازی).&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;در مورد رمز موفقیت از ده روز قبل از امتحان خانمی بهم می گفت خیالم راحته که نمره میاری هر چی گفتم از کجا می دونی با اطمینان گفت که می دونم دیگه اینقدر مطمئن می گفت که من تقریبا مطمئن شدم که یه آشنای گردن کلفت توی بریتیش کانسیل پیدا کرده و نمی خواد به من بگه تا بخونم منم بیخیال خوندن شدم و با خیال راحت رفتم سر جلسه دیروز که ازش پرسیدم قضیه اطمینانت چی بود گفت که واست از ته دل دعا کرده بودم &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/15.gif&quot; width=18&gt; الهی قربونش برم که دلش اینقدر بزرگه &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/04.gif&quot; width=18&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;این پست بازم پی نوشت داره&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 22 May 2008 16:51:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=damoniran&amp;postid=53</comments>
<dc:creator>damoniran</dc:creator>
<guid>http://damoniran.blogfa.com/post-53.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>پرداخت آنلاین</title>
<link>http://damoniran.blogfa.com/post-52.aspx</link>
<description>عیدتون مبارک .. تا دیروز نبودم ده روزی مسافرت رفته بودم همین طوری خورد خورد رفتیم پایین تا رسیدیم به  قشم  با توجه به اینکه کلی علاف ایلتس شدم و دیگه وقتی واسه تلف کردن ندارم و تقریبا یه جورایی آخرین فرصتم همین 21 اردیبهشته و باید قبول شم پس فعلا رفتم توی کار پرداخت آنلاین خوشبختانه چند تا  سرویس جدید توی ایران داره ارائه میشه که یه سر زدم و اطلاعات گرفتم تا بعد از تعطیلات تلفنا و حضورا خدمتشون برسم&lt;br /&gt;چند تا اصطلاح :&lt;br /&gt;&lt;font style=&quot;font-size: 9pt;&quot;&gt;&lt;font color=&quot;#666666&quot;&gt;کارت مجازی در واقع تنها مشخصات 
					مندرج بر روی کارت و لازم برای پرداخت میباشد که به آدرس پست 
					الکترونیکی فرد ارسال میگردد، این نوع کارت ماهیت فیزیکی ندارد 
					و در معاملات اینترنتی و یا معاملاتی که از طریق فکس یا تلفن 
					انجام میپذیرد کاربرد دارد.&lt;br /&gt;
					کارت فیزیکی  همانند کارتهای موجود در شبکه بانکی ایران میباشد 
					و از آنها علاوه بر استفاده هایی که برای کارت مجازی وجود 
					داردمیتوان در پایانه های فروش&lt;span lang=&quot;en-us&quot;&gt;(POS)&lt;/span&gt;، 
					هتلها و... اقدام به پرداخت نمود و همچنین از دستگاههای 
					خودپرداز سراسر جهان که لوگوی &lt;span lang=&quot;en-us&quot;&gt;MasterCard 
					,Visa , Cirrus,.. &lt;/span&gt; را دارند پول دریافت کرد.&lt;br /&gt;
					لازم به ذکر است شبکه بانکی کشور(شتاب) مجهز به سیستم پرداخت 
					بین المللی&lt;span lang=&quot;en-us&quot;&gt; &lt;/span&gt; نمیباشد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;font style=&quot;font-size: 9pt;&quot;&gt;&lt;font color=&quot;#666666&quot;&gt;آدرس پرداخت یا بلینگ آدرس آدرسی است که اظهارنامه های 
					بانک به آن آدرس ارسال میگردد و  در اکثر سایتهای معتبر مورد 
					سوال قرار میگیرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;font color=&quot;#666666&quot; style=&quot;font-size: 9pt;&quot;&gt;کد CVV  کد 
					امنیتی 3 حرفی است که برای امن نمودن خریدهای اینترنتی خواسته 
					می شود.&lt;/font&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;1- http://www.myvisacard.ir   &lt;br /&gt; چند جور سرویس داره : مسترکارت مجازی  قابل شارژ که یکماهه صادر می شه و برای 2000 دلار آمریکا حدودا 2250000 تومن خرج داره و بیلینگ آدرس ایران رو هم می ده   --  ویزا کارت مجازی غیر قابل شارژ که احتمالا به درد ما نمی خوره ---  مستر کارت فیزیکی که برای 2000 دلار  حدود 2450000 خرج داره  این سایت سرویس بین المللی کردن گواهینامه رو هم می ده که 350 دلار خرج داره  و قراره سرویس Paypal  هم راه بندازه  بزرگترین مشکل اینه که شرکته توی همدان هستش .&lt;br /&gt;&lt;div style=&quot;text-align: right;&quot;&gt; &lt;/div&gt;</description>
<pubDate>Mon, 31 Mar 2008 10:54:19 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=damoniran&amp;postid=52</comments>
<dc:creator>damoniran</dc:creator>
<guid>http://damoniran.blogfa.com/post-52.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>جاهایی که دوست دارم ببینم - Angkor Wat کامبوج</title>
<link>http://damoniran.blogfa.com/post-51.aspx</link>
<description>&lt;img src=&quot;http://www.upload-images.net/imagen/6bf968bb83.jpg&quot; /&gt;
</description>
<pubDate>Mon, 10 Mar 2008 09:31:00 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=damoniran&amp;postid=51</comments>
<dc:creator>damoniran</dc:creator>
<guid>http://damoniran.blogfa.com/post-51.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>جاهایی که دوست دارم ببینم -- Machu Picchu  در پرو</title>
<link>http://damoniran.blogfa.com/post-50.aspx</link>
<description>&lt;img src=&quot;http://www.upload-images.net/imagen/ccae1bdd17.jpg&quot; /&gt;
</description>
<pubDate>Mon, 10 Mar 2008 09:23:34 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=damoniran&amp;postid=50</comments>
<dc:creator>damoniran</dc:creator>
<guid>http://damoniran.blogfa.com/post-50.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>حدیث من و استرالیا بازم </title>
<link>http://damoniran.blogfa.com/post-49.aspx</link>
<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-weight: bold;&quot;&gt;پی نوشت :&lt;/span&gt; رفتم مدارکم رو واسه ثبت نام تحویل دادم ، به طرز عجیبی مجددا نظرم درباره مهاجرت و فرار از این مملکت قوت گرفت . ناسلامتی اونجا پر از قشر تحصیل کرده بود ولی دریغ از یه نخود فرهنگ .. اینه که می گم این جا حالا حالا ها درست نمی شه .. من و تو که خیر سرمون طبقه روشنفکر هستیم وقتی شعور توی صف مرتب وایسادن رو نداریم خوب معلومه که وزارت علوم یا به قول یکی از بچه ها جهلمون هم باید اونطوری برنامه ریزی کنه معلومه که باید آدمایی مثل این آقایون برای آیندمون تصمیم بگیرن &lt;br /&gt;شدیدا درگیر یه پروژه هستم که احتمالا تا هفته اول فروردین مشغولشم  حیف که نمی تونم  یه سری مسائل کاری رو بنویسم ولی خدا وکیلی  کافیه  یه هفته با یکی از اعضای این دولت کار کنی تا بفهمی ماشاالله (عربی نوشتم چون به عرب ربط داشت) همه پدیده هایی منحصر به فرد هستند که حضور یکیشون توی کابینه مملکتی مثل ایران باید صد سالی یکبار اتفاق بیفته &lt;br /&gt;خداییش خیلی منفی شدم ها .. پست بعدیم یکی از جاهایی هستش که دوست دارم ببینم ...&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خداییش این آیلسم ته فیلم شده واسه من عمرا در بدترین حالت هم این همه معطلی به خاطر نمره آیلتس رو تصور نمی کردم احتمالا اگه توی ثبت نامی که کردم نمره بیارم بتونم اردیبهشت یا خرداد لاج کنم که می شه دقیقا یکسال بعد از تصمیم برای مهاجرت به استرالیا...&lt;br /&gt;آخ اگه نتیجه اسسم 4 روز زودتر رسیده بود!!!&lt;br /&gt;آخ اگه دوتا تست ناقابل رو درست می زدم !!!!! و چند تا آخ دیگه&lt;br /&gt;خلاصه قضیه اینکه بازم نمره لیسنینگم 5.5 شد  اگه بدونید چقدر دپرس شده بودم وقتی فهمیدم ... اگه نبود دلگرمی های خانمی خداییش بی خیال استرالیا و دارو دستش شده بودم آخه من توی تهران خراب کردم شدم 5.5 اونجا امتحان رو خوب دادم شدم 5.5 ؟؟؟؟ آخه چه فرقی داره &lt;br /&gt;بگذریم دو تا ثبت نام امروز کردم واسه فروردین و اردیبهشت یکی رو هم سورنا دوستم که سنگاپوره انجام داد که فکر کنم اردیبهشته .. خلاصه اون دوستانی که رزرو ثبت نام کردند می تونن امیدوار باشن که یکی از انصرافی ها معلوم شده .. به نظر می رسید اوضاع ثبت نام بهتر شده &lt;br /&gt;دارم می رم 504 رو بگیرم و Vocab  بخونم که به درد دنیا و آخرتم بخوره می خوام لیسنینگ رو هم یه سری منبع که گیر اوردم به صورت عمومی روش کار کنم &lt;br /&gt;از این که این چند وقته پست ندادم معذرت می خوام راستش از کامی جون می ترسیدم &lt;br /&gt;
</description>
<pubDate>Thu, 21 Feb 2008 08:43:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=damoniran&amp;postid=49</comments>
<dc:creator>damoniran</dc:creator>
<guid>http://damoniran.blogfa.com/post-49.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
