تبليغاتX
دامون
 
با هم بریم جای دیگه مثلا استرالیا ، چطوره؟
 
عمو بهروز گل افتخار داده و من رو به یه بازی وبلاگی دعوت کرده خب اول سوالش :

1. برای نیمه مهاجران استرالیا: چه چیزهای خوب و با ارزشی ممکنه باعث بشه که از رفتن منصرف بشین؟
(برای مهاجران استرالیا: "چه چیزهای خوب و با ارزشی ممکنه باعث برگشتنتون بشه؟")
- یه خواهش: فقط حرفهای خوب بزنید و غم و غصه دار نکنین جوابهاتون رو جان عزیزانتان!!

2. برای نیمه مهاجران استرالیا: چه چیزها و یا خاطرات ارزشمندی هست که وقتی اونجا رفتید ازشون با افتخار واسه اجانب صحبت می کنید؟

ل
اولا که من نمی دونم جز کدومم ولی مطابق تعریف مهاجرت حالا که خونه زندگی تو ایران ندارم و جلای وطن کردم و اینجام شاید مهاجر حساب شم اما چون به اینجا دائمی نگاه نمی کنم و اصلا ویزام تا 5 سال بیشتر تمدید نمی شه و کلا هیچ رقمه هم دوست ندارم به اینجا به چشم مقصد نگاه کنم پس با اجازه بزرگترها منم خودم رو نیمه مهاجر حساب می کنم

1- الف ) مهمترن دلیلی که ممکنه باعث بشه نرم اینه که کسی که همیشه پایه زندگیم بوده منصرف شه منم بدون هیچ تردیدی نخواهم رفت شاید بگید طرف زی زی تشریف داره ولی واقعیت اینه که من به نظر خانمی خیلی اهمیت می دم و می دونم اونقدر قویه که اگه بگه جایی نمی تونه زندگی کنه حتما نمی تونه پس منم نمی تونم ، مطمئنم که دلیل هم نخواهم پرسید.

ب ) توی ایران اتفاق بدی مثل خدای نکرده جنگ یا زلزله تو تهران پیش بیاد که عمرا حاضر نیستم در یه همچین شرایطی خانواده و دوستانم رو تنها بزارم این رو جدی گفتم من و خانمی کلا مدلمون اینه که واسه دلمون زندگی می کنیم ، خیلی در قید و بند چیزای دیگه نیستیم و مطمئنن توی همچین شرایطی دلمون فقط پیش اوناییه که دوستشون داریم پس باید مراقبشون باشیم

ج) توی مالزی اینقدر کارم بگیره که اصلا دلم نیاد جای دیگه از صفر شروع کنم

د) تصمیم بگیریم که نخوایم بچه دار شیم که البته بعیده چون جفتمون دلمون واسه یه نی نی ضعف می ره

ه ) اصولگراها در انتخابات استرالیا برنده شن

و ) سیدنی در عملیات والفجر 12 فتح بشه .

ز ) بهروز بره اونجا و آب معدنی های استرالیا رو تموم کنه


2 -
اینم از اون سوالهاس ها چی گم بشینم از اقتدار هخامنشیان و ساسانیان بگم خداییش خنده دار نیست واسه کس که تاریخ نداره یا حداکثر 300 سال داره در مورد 2600 سال پیش بگم؟؟؟ از سیستمهای پیشرفته مدیریتی ایران بگم ؟ از ریشه کنی فساد و بازیهای کثیف سیاسی بگم؟ از مهرورزی دولت با دانشجوها؟ از کم بودن آمار اعتیاد و فحشا؟ از سرزندگی جونها و امید به زندگی مسنترها ؟ از راحتی خرید خونه و ماشین واسه یه دانشجوی تازه فارغ التحصیل شده؟ از وفور کار برای متخصصین یا حتی کارگرهای ساده؟ از نظام کاملا دموکراتیک سیاسی ؟ از احترام به خرده فرهنگها ؟ از اینکه امکان نداره تو کشورم یه هموطن به هموطن دیگش از زگل نازکتر بگه ؟ از خودفروشی دختر 13 ساله کشورم  تو دبی ؟از فرار  بهترین مغزهای  وطنم به هر قبرستون دره ای که بشه رفت ؟ ....... بهروز خدا بگم چیکارت نکنه فکر کنم وبلاگم ..یلتر شد.
  نوشته شده در  دوشنبه هشتم مهر 1387ساعت 18:24  توسط دامون  | 
آخرش از رو رفتم منتظر نشسته بودم ببینم کسی نظری داره یا نه یه جورای داشتم لج بازی می کردم خوب کم اوردم دیگه مثل اینکه خیلی کسی با نوشته هام حال نمی کنه که نظر نمی ده دیگه بی خیال خودم که حال می کنم تازه جدیدا خانمی هم به خواننده هام اضافه شده و اونم خوشش اومده پس می نویسم

دوسال پیش که اومدم اینجا به خلق الله باید کلی در مورد اینکه ایران کجای دنیاس توضیح می دادم اما به برکت ریاست جم .ه و ر محترم و دولت مکرمه جماعت فراری ایرونی کاری کردن که این خنگا از صدمتری می فهمن ایرانی هستی حتی فکر کنم از لهجت می فهمن مال کدوم شهر ایرانی ، خوشبختانه یا بدبختانه من افتادم وسط کلونی ایرونی ها یعنی تو مجتمع ما حداقل 20 تا خانواده ایرانی دیگه هستن
همه هم دانشجو ، جالبه که اکثرا متاهل و بچه دار ، تا حالا روم نشده از یکیشون بپرسم بگم آخه اینقدر از ایران بیرون بودن ارزش داره که به بهونه درس خوندن با زن و بچه زدی بیرون و خودت رو اینجا خونه نشین کردی ؟ نمی دونم چی بگم دوست ندارم قضاوت کنم ، تنها کسی که سر کار می ره من و یکی از همکارام هستیم بقیه دانشجو و خونه نشین و دنبال کار دانشجویی بگذریم
مسلمونای طبقه پایین و متوسط اینجا  بدجوری طرفدار رفیقمون هستن  یه دفعه یه راننده تاکسی نزدیک بود من رو پیاده  کنه  به خاطر اینکه گیر داده بودم که اینقدی نژاد اونقدرها که تو می گی آدم محبوبی توی ایران نیست  باورتون می شه که طرف عکس رییس ج.م هور ما رو زده بود وسط فرمونش !!!!! ؟؟؟
قضیه مدیونی من : رفته بودم گواهینامه مالزی رو بگیرم ترجمه گواهینامه ایرانم رو دادم به افسر مسئولشون که مسلمون هم بود از قضا دارالترجمه احمق پشت گواهینامه که نوع ماشینهایی رو که می تونم برونم رو توش نوشته رو انجام نداده بود و طرف گیر داده بود ، اما به محض اینکه فهمید من کجاییم گفت ایرانی محمود نژاد اوکی ؟ آی لاو هیم ؟ وری بریو من ؟ گو آن ؟  امضا کرد گفت برو گواهینامت رو بگیر به جان خودم می خواستم پارش کنم ولی با خودم گفتم عیب نداره اینم یه فایده از طرف
راستش گفتنی زیاده از اینجا اگه کسی سوال خاصی داره بگه تا در موردش بنویسم

لنگکاوی هم رفتم ، خیلی عالی بود واقعا چهار روز رویایی رو اونجا داشتیم راستی غواصی هم رفتیم وای که هر چی بگم کمه دنیای زیر آب وسط مرجان های بزرگ ، شنا کردن با ماهی ها ی قشنگ حتی رد شدن از فاصله یک متری کوسه البته از نوع بی خطرش اصلا با هیچ تجربه دیگه ای قابل مقایسه نیست خلاصه اینکه بدبخت شدم ، طرفدار یکی از گرون ترین تفریحات دنیا شدم اصلا هم نمی تونم ازش دل بکن خدا به جیبم رحم کنه

  نوشته شده در  چهارشنبه سوم مهر 1387ساعت 22:17  توسط دامون  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM