تبليغاتX
دامون
 
با هم بریم جای دیگه مثلا استرالیا ، چطوره؟
 
خوب اينم نتيجه آيلتسم.

سعي مي كنم مثبت باشم.... البته خيلي سخته

Listening Reading Writing Speaking Overall
5.5 8 ۷ ۷.5 ۷

ولي خداييش شما بگيد ، انصافه ؟

بچه ها  ، كي بود مي گفت دبي مي شه امتحان داد؟ 

  نوشته شده در  شنبه سی و یکم شهریور 1386ساعت 9:7  توسط دامون  | 
تقديم به كسي كه ميدونم بعضي وقتا به من سرميزنه و بدجوري قصد شكستن دل من رو كرده

من شكستم در خود
من نشستم در خويش
ليك هرگز نگذشتم از
پل
كه ز رگهاي رنگين تو بسته ست كنون
بر دو سوي رود آسودن
باورم كن نگذشتم از پل
غرق يكباره شدم
من فرو رفتم
در حركت دستان تو
من فرو رفتم
در هر قدمت، در ميدان
من نگفتم به ذوالاكتاف سلام
شانه ات بوسيدم
تا تو از اينهمه ناهمواري
به ديار پاكي راه بري
كه در آن يكساني پيروز ست ...

من شكستم در خود
من نشستم در خويش ...

  نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386ساعت 12:3  توسط دامون  | 
نمي دونم چرا دست  و دلم به بلاگيدن نمي ره شايد به خاطر اينه كه كاري انجام ندادم و فقط منتظر نتيجه آيلتسم نشستم .. شايد فردا يه سر برم دانشگاه دنبال نامه زبان فارسي  شركتي كه قديم توش كار مي كردم و سابقه كار براي ACS ازش گرفتم كلا منحل شد و حتي سايتش رو هم تعطيل كرد ، مديرش هم فعلا در خارج از كشور هستش و من دسترسي بهش ندارم كه ازش نامه بگيرم .. شايد 10 امتياز سه سال سابقه كار رو بي خيال شم و فقط با همين دوسال و نيم شركت خودمون بفرستم .

جالب اينجاست كه هفته پيش رفتم استعفا دادم و حدودا يكماه ديگه شركت رو ترك مي كنم و مي خوام يه مدت واسه دلم كار كنم و آدم كسي نباشم ، شايد جواب داد و همينطوري ادامه دادم . اگه هم جواب نداد ميرم مالزي و منتظر ويزاي استراليا ميشينم تا برم اونجا ببينم چه گلي به سر خودم و خانمي مي زنم .  هي راستي اگه نتيجه آيلتسم بياد و ليسنينگم شده باشه 5و5 چه حسي بهم دست ميده !!!؟؟ دارم خودم رو براي اون لحظه آماده مي كنم .

  نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم شهریور 1386ساعت 12:5  توسط دامون  | 
ديروز امتحان آيلتس دادم ، خيلي بدتر از اون چيزي كه در بدترين حالت فكر مي كردم .

از شب قبل امتحان مريض شده بودم و سيستمم ريخته بود به هم (هنوز هم مريضم) . طفلك خانمي خيلي زحمت كشيد تا حالم خوب باشه و واسه امتحان آماده باشم اما اوضاعم خراب تر از اين حرفا بود يه تجربه تلخ هم اونجا به دست اوردم :

من هميشه تست Listening  رو از روي كتاباي كمبريج با حداكثر 7 تا غلط مي زدم يعني بين نمره  7 و 8 رو براي خودم تصور مي كردم اما مشكل اينجا بود كه با هدفون گوش مي كردم اما سر جلسه امتحان قضيه كلي فرق داشت . كفيت بد بلندگو و فاصله زياد من از اون، يه آدم احمق و بي مسئوليت كه مدام كنار من سرفه مي كرد . مثل اينكه از نمايندگي هاي دوبي و باكو پول گرفته بود كه همه رو روونه كنه اونجا  . آخر جلسه هم مثل بز مي خنديد و مي گفت من main applicant   نيستم و نمره كل 4.5 برام بسه (ايشالله كه همونم نياره) . خلاصه وقتي كه توي section  اول 2 تا سوال رو Miss  كردم تازه حساب كار دستم اومده بود اما با روحيه از دست رفته و وضع مزاجي خراب بايد چيكار مي كردم . نمي دونم 6 رو مي گيرم يا نه ؟ دو هفته ديگه معلوم ميشه... واسم دعا كنيد

اما مطمئنا readingو Writing  رو زير 7 نميشم .

تقريبا 90 درصد ملت General  مي خواستند برن استراليا و از بين اونها هم 90 درصد خانم بودند جالبه نه؟ مثل اينكه از تاثيرات طرح مبارزه با بدحجابي باشه.. 

  نوشته شده در  یکشنبه هجدهم شهریور 1386ساعت 10:52  توسط دامون  | 
امروز امتحان Speaking داشتم .. ساعت 9 صبح

تموم سوالهايي رو كه خودم رو براشون آماده كرده بودم از نفر قبلي پرسيد و به ما كه رسيد سوالاي عجيب و غريب پرسيد والا استاداي فن بايد بگن ولي تا اونجايي كه ما شنيديم پارت اول سوالات شخصي مي پرسن ولي نامرد در مورد فوايد خوردن صبحانه و غذاهاي كالري دار و اينجور چيزا پرسيد بعد هم كه ازم خاطره خواست از گم كردن چيزي و حسم در اون مورد كه من چون تا حالا چيزي گم نكرده بودم همش رو خالي بستم و اونجا بود كه به استعدادم در نوشتن داستانهاي جنايي پي بردم ...

آخرشم از من راهكار ميخواد در مورد كم كردن جرم و جنايت ... آخه خواهر من ،  من مگه چزي در مورد جامعه شناسي مي دونم .. دكتر ا.نقدي نژاد هم با تموم تجربيات گرانقدرش و با وجود همه مشاورانش كه در دانشگاههاي معتبر هاوايي درس خوندن نمي تونه از اين تزها بده اونوقت گير دادي به من

يه نكته ديگه اينكه بهم گفته بودن كه موقع صحبت  با اين استراليايي ها ، بايد بر و بر زل بزني تو چشماشون خوب منم همين كارو كردم ولي مثل اينكه اين كانگروش اصل نبود چون همش داشت در و ديوارو نگاه مي كرد. حالا ببينيم چي ميشه .. من كه هرچي بلد بودم گفتم و ساكت ننشتم (بعضي سوالها رو اينقدر فك زدم كه طرف صحبتم رو قطع كرد .. با توجه به سوابق موجود بايد بهم 7 رو بده   البته به سالي گفتم سفارشم رو بكنه احتمالا حله)

  نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم شهریور 1386ساعت 15:52  توسط دامون  | 
۱۱ شهريور سال ۷۸ با خانمي آشنا شدم شايد باورتون نشه اما تموم اين ۸ سال اين روز براي من روز خوبي بوده و اتفاقات خوبي برام افتاده ديروز هم منتظر خبر خوب بودم ، ساعت ۱۱ شب بود و ديگه نااميد شده بودم كه همسايه طبقه پايين زنگ زد و گفت كه صبح يه نامه برام اومده از استراليا

خلاصه اينكه خبر خوب امسال من تاييد از طرف ACS  با كد 2231-79 يعني قرار داشتن توي ليست MODL  و تاييد 8 سال و خرده اي سابقه كاري ، مثل اينكه اين سالي خانم (زنيكه كانگروي خوشبخت) در تمام مدتي كه من رو علاف كرده بودم داشته با روساش خالصانه ميجنگيده كه من رو MODL  اعلام كنه چون اونجوري كه از استراليا به گوش من رسيده ، جو خيلي منفي عليه من در هيات مديره ACS راه افتاده بوده اما اين خواهر بزرگترم سالي عزيز مثل يه مرد پشت من ايستاده بوده و حتي تهديد به استعفا كرده بوده تا آخر تونست حق من رو از اين كانگروهاي بدبخت بگيره ...  مرسي سالي ، خسته نباشيد .. فقط مي خواستي مارو از اول سپتامبر بندازي نه ؟ خيالي نيست .. حلالت مي كنم.(تازگي از منابع اطلاعاتيم در استراليا بهم خبر دادند كه كه اين سالي خانم در اصل اسمش صالحه بوده و بچه سي متري منصور ، طرفاي ميدون شوش تهرونه و 5 سال پيش از طريق تخصص آرايشگري به استراليا مهاجرت كرده و حتي يه مدت آرايشگر مخصوص خانم هوارد بوده )

يه داستان واقعي :  من و يكي از دوستان همكار با هم مداركمون رو تهيه كرديم و حتي فرمت همه نامه هامون عين هم بود فقط دو تا فرق داشتيم من يكسال سابقه كار بيشتر داشتم و دوم اينكه توي نامه هاي ارساليم C#  رو پررنگ (Bold ) تايپ كردم . نتيجه اون دوستم در عرض 6 يا 7 هفته براش اومد البته با كد 2231-17 اما نتيجه من بعد از 13 هفته اومد . خوشبختانه دوستم تونست از طريق يكي از رفقاش توي استراليا مدارك رو بفرسته و قبل از سپتامبر لاج كنه ... مي بينيد كه اونجا هم خيلي چيزا سليقه اي جريان داره

خداييش كامنت هم چيز خوبيه ها

  نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم شهریور 1386ساعت 8:58  توسط دامون  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM