با هم بریم جای دیگه مثلا استرالیا ، چطوره؟ |
سعي مي كنم مثبت باشم.... البته خيلي سخته

| Listening | Reading | Writing | Speaking | Overall |
| 5.5 | 8 | ۷ | ۷.5 | ۷ |
ولي خداييش شما بگيد ، انصافه ؟
بچه ها ، كي بود مي گفت دبي مي شه امتحان داد؟
من شكستم در خود
من نشستم در خويش
ليك هرگز نگذشتم از
پل
كه ز رگهاي رنگين تو بسته ست كنون
بر دو سوي رود آسودن
باورم كن نگذشتم از پل
غرق يكباره شدم
من فرو رفتم
در حركت دستان تو
من فرو رفتم
در هر قدمت، در ميدان
من نگفتم به ذوالاكتاف سلام
شانه ات بوسيدم
تا تو از اينهمه ناهمواري
به ديار پاكي راه بري
كه در آن يكساني پيروز ست ...
من شكستم در خود
من نشستم در خويش ...
جالب اينجاست كه هفته پيش رفتم استعفا دادم و حدودا يكماه ديگه شركت رو ترك مي كنم و مي خوام يه مدت واسه دلم كار كنم و آدم كسي نباشم ، شايد جواب داد و همينطوري ادامه دادم . اگه هم جواب نداد ميرم مالزي و منتظر ويزاي استراليا ميشينم تا برم اونجا ببينم چه گلي به سر خودم و خانمي مي زنم . هي راستي اگه نتيجه آيلتسم بياد و ليسنينگم شده باشه 5و5 چه حسي بهم دست ميده !!!؟؟ دارم خودم رو براي اون لحظه آماده مي كنم .![]()
از شب قبل امتحان مريض شده بودم و سيستمم ريخته بود به هم (هنوز هم مريضم) . طفلك خانمي خيلي زحمت كشيد تا حالم خوب باشه و واسه امتحان آماده باشم اما اوضاعم خراب تر از اين حرفا بود يه تجربه تلخ هم اونجا به دست اوردم :
من هميشه تست Listening رو از روي كتاباي كمبريج با حداكثر 7 تا غلط مي زدم يعني بين نمره 7 و 8 رو براي خودم تصور مي كردم اما مشكل اينجا بود كه با هدفون گوش مي كردم اما سر جلسه امتحان قضيه كلي فرق داشت . كفيت بد بلندگو و فاصله زياد من از اون، يه آدم احمق و بي مسئوليت كه مدام كنار من سرفه مي كرد . مثل اينكه از نمايندگي هاي دوبي و باكو پول گرفته بود كه همه رو روونه كنه اونجا . آخر جلسه هم مثل بز مي خنديد و مي گفت من main applicant نيستم و نمره كل 4.5 برام بسه (ايشالله كه همونم نياره) . خلاصه وقتي كه توي section اول 2 تا سوال رو Miss كردم تازه حساب كار دستم اومده بود اما با روحيه از دست رفته و وضع مزاجي خراب بايد چيكار مي كردم . نمي دونم 6 رو مي گيرم يا نه ؟ دو هفته ديگه معلوم ميشه... واسم دعا كنيد
اما مطمئنا readingو Writing رو زير 7 نميشم .
تقريبا 90 درصد ملت General مي خواستند برن استراليا و از بين اونها هم 90 درصد خانم بودند جالبه نه؟ مثل اينكه از تاثيرات طرح مبارزه با بدحجابي باشه..
تموم سوالهايي رو كه خودم رو براشون آماده كرده بودم از نفر قبلي پرسيد و به ما كه رسيد سوالاي عجيب و غريب پرسيد والا استاداي فن بايد بگن ولي تا اونجايي كه ما شنيديم پارت اول سوالات شخصي مي پرسن ولي نامرد در مورد فوايد خوردن صبحانه و غذاهاي كالري دار و اينجور چيزا پرسيد بعد هم كه ازم خاطره خواست از گم كردن چيزي و حسم در اون مورد كه من چون تا حالا چيزي گم نكرده بودم همش رو خالي بستم و اونجا بود كه به استعدادم در نوشتن داستانهاي جنايي پي بردم ...
آخرشم از من راهكار ميخواد در مورد كم كردن جرم و جنايت ... آخه خواهر من ، من مگه چزي در مورد جامعه شناسي مي دونم .. دكتر ا.نقدي نژاد هم با تموم تجربيات گرانقدرش و با وجود همه مشاورانش كه در دانشگاههاي معتبر هاوايي درس خوندن نمي تونه از اين تزها بده اونوقت گير دادي به من
يه نكته ديگه اينكه بهم گفته بودن كه موقع صحبت با اين استراليايي ها ، بايد بر و بر زل بزني تو چشماشون خوب منم همين كارو كردم ولي مثل اينكه اين كانگروش اصل نبود چون همش داشت در و ديوارو نگاه مي كرد. حالا ببينيم چي ميشه .. من كه هرچي بلد بودم گفتم و ساكت ننشتم (بعضي سوالها رو اينقدر فك زدم كه طرف صحبتم رو قطع كرد .. با توجه به سوابق موجود بايد بهم 7 رو بده البته به سالي گفتم سفارشم رو بكنه احتمالا حله)
خلاصه اينكه خبر خوب امسال من تاييد از طرف ACS با كد 2231-79 يعني قرار داشتن توي ليست MODL و تاييد 8 سال و خرده اي سابقه كاري ، مثل اينكه اين سالي خانم (زنيكه كانگروي خوشبخت) در تمام مدتي كه من رو علاف كرده بودم داشته با روساش خالصانه ميجنگيده كه من رو MODL اعلام كنه چون اونجوري كه از استراليا به گوش من رسيده ، جو خيلي منفي عليه من در هيات مديره ACS راه افتاده بوده اما اين خواهر بزرگترم سالي عزيز مثل يه مرد پشت من ايستاده بوده و حتي تهديد به استعفا كرده بوده تا آخر تونست حق من رو از اين كانگروهاي بدبخت بگيره ... مرسي سالي ، خسته نباشيد .. فقط مي خواستي مارو از اول سپتامبر بندازي نه ؟ خيالي نيست .. حلالت مي كنم.(تازگي از منابع اطلاعاتيم در استراليا بهم خبر دادند كه كه اين سالي خانم در اصل اسمش صالحه بوده و بچه سي متري منصور ، طرفاي ميدون شوش تهرونه و 5 سال پيش از طريق تخصص آرايشگري به استراليا مهاجرت كرده و حتي يه مدت آرايشگر مخصوص خانم هوارد بوده )
يه داستان واقعي : من و يكي از دوستان همكار با هم مداركمون رو تهيه كرديم و حتي فرمت همه نامه هامون عين هم بود فقط دو تا فرق داشتيم من يكسال سابقه كار بيشتر داشتم و دوم اينكه توي نامه هاي ارساليم C# رو پررنگ (Bold ) تايپ كردم . نتيجه اون دوستم در عرض 6 يا 7 هفته براش اومد البته با كد 2231-17 اما نتيجه من بعد از 13 هفته اومد . خوشبختانه دوستم تونست از طريق يكي از رفقاش توي استراليا مدارك رو بفرسته و قبل از سپتامبر لاج كنه ... مي بينيد كه اونجا هم خيلي چيزا سليقه اي جريان داره
خداييش كامنت هم چيز خوبيه ها
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|