امروز صبح رفتم کنسولگری تایلند واسه گرفتن ویزا ، از روز دومی که اومدیم سیدنی و مدی مارو پیاده از روی هاربر بریج برد تا The Rocks و بعدش Cirqular quay ، همیشه از بودن تو اون حوالی حس خوبی بهم دست میده ، دوست داشتنی ترین جای سیدنیه . اما حس خوبم چندان دوامی نداشت ...
به اینکه اگه لیستی بود از کشورهایی که باید فرم B رو واسه ویزا پرکنن ، نگاهش نکنم و یه ضرب برم فرم B رو بردارم ، عادت کرده بودم اما ایندفعه یک فقره تایلندی که بلد نبود انگلیسی درست صحبت کنه همچین پاس زرشکیم رو کرد تو چشمم که هنوز چشمم قرمزه .
جلو چشمم به استرالیایه که پولش 50 دلاری بود 5 دلار برگردوند اما به من که رسید میگه پولت باید 90 دلار باشه ، ما چنج نمیکنیم . راست هم میگفت چون همون جا نوشته بود . عیب نداره دوست داشته به اون حال بده ، بیخیال دامون ، برو یه ATM پیدا کن بیا .
من برگشتم ،
"چرا برگه Confirmation هتل فقط اسم توئه ؟ من از کجا بدونم این خانم کجا میخواد بمونه تو پوکت ؟" میگم ببخشید کجای دنیا واسه گرفتن یه اتاق از کردیت کارت هر دو نفر نصف نصف بر میدارن ؟ من تو سه تا کشور از جمله همین استرالیا واسه تایلند ویزا گرفتم همیشه هم برگه بوکینگ آنلاین همینجوری بوده . میگه نخیر نمیشه برو یه marriage certificate بیار که این خانم همسرته ؟ میگم اصلا دوست دخترمه ، میخوایم باهم بریم سفر ، شما مشکلی داری ؟ با قیافه طلبکار : "من تشخیص میدم که ایشون (پاس زرشکی الی تو دستشه) ، توی تایلند accomodation ندارن" ... قاطی میکنم : خانم عذر میخوام ، شما مثل اینکه از کشورتون over estimation دارید ؟ این خانم با پول قطار هفتگیش و دو وعده مک دونالد میتونه تو کشورتون هتل بگیره با ماساژور اختصاصی ، اصلا شما چرا از ما فقط میخواین که جای خواب داشته باشیم تو کشورتون ؟ مگه اینجا من تو خیابون خوابیدم که تو خراب شده شما اینجوری شه ؟ " .
تو راه برگشت ، به الی زنگ میزنم و میفهمه اعصابم خورده ، با مهربونی همیشگیش ، آرومم میکنه و من دوباره قبل از اینکه سوار قطار شم ، ریه م رو از بوی هاربر پرمیکنم ، خوشحالم که حداقل یه خط جلوترم ...
پی نوشت : این خبر رو همینجوری بخونید ، پاراگراف یکی مونده به آخر بامزست .. خداییش دلایل اینا رو واسه مهاجرت به استرالیا با مال خودمون مقایسه کنید ![]()
پر كردن اظهار نامه های ارزی به منظور جلوگیری از ایجاد مشكلات احتمالی برای مسافران به هنگام استفاده از ارز در بازار و یا خروج مجدد آن از كشور، مشخص شدن منشاء آن و مطلع بودن بانك مركزی از میزان ارز ورودی به كشور صورت می پذیرد.
معاون حقوقی گمرك، به نحوه تنظیم اظهارنامه ارزی در مبادی ورودی به كشور اشاره كرد و افزود: هر مسافری كه از تمام مرزهای زمینی، هوایی و دریایی وارد كشور می شود فرم اظهارنامه را از بانك ملی مستقر در مبادی دریافت و میزان ارزی را كه به همراه دارد اظهار و سپس آن را به تأیید رسانده و ممهور به مهر بانك كند.
اینم لینکش
به سلامتی ایران خواستیم بریم باید جواب پس بدیم پول از کجا در آوردیم ، گفتم در جریان باشید اگه برنامه سفر دارید به ایران .
رسمش این بود که اگه میخواستم چیزی به پست قبلی اضافه کنم ، پی نوشت بزارم .منتها چون خیلی از شما دوستای همراه از طریق فید مطالبم رو دنبال میکنید ، تصمیم گرفتم که یه پست جدید بزارم.
روی پست قبلی نظرات اکثر دوستان قابل تامل و زیبا بود و اگه نخوندید پیشنهاد میکنم از دست ندید اما جای نظر خودم خالی موند ، یعنی راستش نمیخواستم نظر خاصی بدم و هدف اولیم این بود که به عنوان یه نگاه در جامعه ای که توش زندگی میکنیم این موضوع رو مطرح کنم اما خوب حالا که دوستان لطف داشتند ، چرا که نه ؟
ابتدای قضیه باید حوزه بحث رو مشخص کنیم تا خدای نکرده سر از صحنه کشتار ابورجینی ها و یا کرات آسمانی دیگه در نیاریم . چرا به بازه سالهای ۲۰۰۴-۲۰۰۸ اشاره کردم ؟ قضیه کرونولا رو که دنبال کردید ، مسلمونهای سیدنی چند تا حرکت هم تو این سالها زدن ، یکی اینکه به شهرداری سیدنی فشار اوردن که چراغونی کریسمس تبلیغ دین مسیحه و شما حق ندارید انجامش بدین ، توی هوبارت هم یه زن عرب از قاضی نامه گرفت که بتونه عکس گواهینامش رو با پوشه صورت داشته باشه و چند تا مورد دیگه مثل این قضیه ادرار کردن عربها روی پرچم استرالیا تو لاکمبا و پخش شدن فیلمش و...
چند تا فکت :
۱- دوستان عزیزی که فکر میکنید استرالیا از ما خواهش کرده بیایم تا مملکتشون رو بسازیم : ویزای ما Grant شده ، یه مقدار در مورد مفهوم این کلمه دقت کنید . اگه خیلی رو عقیدت پافشاری ، وقتی دیدی گرنت ویزات اومده ، به جای اینکه با کله بری ویزای نارنجی رو بچسبونی تو پاس زرشکی زشتت ، داد میزدی که بیخود میکنید به من با فرهنگ سه هزار ساله ام و با همه صفات خفن مملکتم اینطوری اجازه ورود دادید. نه اینکه بگیریش بعد بگی افتخار هم میدم که میام .(من عاشق سینه چاک استرالیا نیستم و دیدید که انتقاد به بعضی مسائل هم دارم اما واقع بینم ، بدترین چیز اینه که از خودت و جایی که به دنیا اومدی Over-estimation داشته باشی) - اگه تو نیومده بودی اینجا هزاران نفر دیگه تو لیست بودند که بیان همین کاری که تو میکنی واسه ساختن اینجا رو با غر زدن کمتر انجام بدن . همینجا موضعم رو مشخص کنم که به نظر نویسنده این وبلاگ ، ما ایرونیها باهوش ترین ، بافرهنگ ترین و پولدارترین آپشن واسه استرالیا نیستیم . پس باب این بحث بازنشه لطفا . خداییش با یه نگاه به دور برت و آدمایی که میشناسید ، سطح زبان و میزان راستگویی هموطنات در مورد تخصصشون موقع پر کردن فرم مهاجرت داشتهبا شید ، با یه مقدار انصاف و دوری از خودبزرگ بینی ذاتیمون ، بهم حق میدید.
۲- سعی کنید بین خودتون که با ویزای Skilled اومدید و خیلی های دیگه که خودشون و یا والدینشون آویزون این مملکت شدند به عنوان پناهنده ، فرق بزارید . من حتما هرجا که صحبت از نوع ورودم به استرالیا میشه ، روی نوع ویزام تاکید میکنم .
۳- انتقاد از فاکتورهای رفاهی مثل حمل و نقل و درمان و... حق مسلم ماست ، کسی نمیتونه و نگفته که حالا که انتقاد داری به سیستم حمل و نقل اینجا پس برگرد خونت ، مگه اونجا چی داشتی ؟ مسلمه که دنبال رفاه بیشتر اومدی و توقعش رو داری . بحث روی به چالش کشیدن و تمسخر ارزشها و نوع زندگی یه جامعس . خیلی سخت نبود که این رو از همون چهار خط فهمید ( شاید باید ترجمه فارسیش رو هم میزاشتم !!!) . من از نگاه یه اوزی به هر کسی که خوش بینی ذاتی ، مسلک روستایی وار زندگی اوزیها (که اتفاقا من یکی عاشق این استایلشونم) در مقایسه با اروپاییها یا کره ای و ژاپنی ها ، عشق یه اوزی به آبجو و بیچ و باربیکیو (کلا لایف استایل اوزی )، وابستگی سیاسی دولتش به انگلستان ، دموکراسیش ، مذهب اکثریت مردمش و... رو مسخره میکنه با صراحت میگم "بیخود کردی که اومدی اینجا ، برگرد برو تو جایی زندگی کن که با اصولش موافقی " . چه اصراری داریم که همه جا ، همونجوری که "من" فکر میکنیم درسته، باشه ؟ والله با این نوناشون...
۴- تا جایی زندگی نکنی نمیتونی بفهمی که چقدر اون جامعه نژاد پرسته ، من داستانهای زیادی از آمریکا و مخصوصا اروپا شنیدم ولی چون اونجا نبودم ، نظر نمیدم ولی اگه بخوام جاهایی که زندگی کردم رو اولویت بندی کنم از لحاظ رفتارهای مشخص نژاد پرستانه اول عربها بعد ایرانیها و مالزیاییها و آخر با اختلاف زیاد اوزیها رو میبینم .
۵- جامعه شناسی نمیدونم ولی اگه میدونستم ، مهمترین تحقیقی که میکردم ، نحوه تغییر جامعه استرالیا در کمتر از ۴ دهه بعد از سیاست White Australia به چیزی که الان میبینم ، بود .
آخر هم نظر یکی از خواننده ها رو اکه به دلایلی که نوشته خواسته بوده خصوصی باشه ولی فکر نکنم با این نوع انتشارش مخالف باشه رو بدون ذکر نام براتون میزارم . ممنون میشم بهش احترام بزارید و نظری در مورد کامنتش نزارید.
"با سلام. من این نظر رو در مورد این پست خصوصی مینویسم چون ممکنه برخی از دوستان دیگر که اینجا کامنت گذاشتن خیلی مخالف باشند و منم کامنت بازی و بحث در حوصله ام نیست..به اندازه کافی به عنوان مهاجری که دو ماه و نیم هست ملبورن اومده گرفتار هستم و استرس فراوانی دارم.و اما هم وطن گرامی ام دامون عزیز من تا 90 درصد با حرف اون اوزی موافقم. به نظر من برخی مسلمون هایی که استرالیا هستند ارزشهای این جامعه رو با رفتار غیر منطقی شون کاملا به چالش میکشند.من به عنوان پسری که از دوران دبیرستان روحیات و اخلاقیات دخترانه داشتم و از همون موقع تا سه ماه پیش انواع القاب ناروا و تحقیر ها و سو استفاده رو در ایران تجربه کردم بهتر میتونم از مسلمونی که تو کشورش زندگیشو داشته و متوجه نبوده که افرادی مثل من هم ممکنه در جامعه اش وجود خارجی داشته باشیم،قدر دموکراسی و آزادی اینجا رو بدونم.اینجا کسی بهم تا حالا حرف بی ربط نزده ..کسی منو بخاطر لباس پوشیدنم یا روحیاتم تحقیر نکرده...کسانی که میگن اوزی ها نژاد پرست هستند ایا خودشون خیلی از اوزی ها بهترند؟ایا اونها فردی متفاوت مثل من را در جامعشون پذیرفتند که مثل اقای پ که بدون نام کامنت گذاشتن حرف مفت میزنن...من دموکراسی و ازادی این جامعه رو تحسین میکنم هر چند که ممکنه اونم درصد کمی از اوزی ها نژاد پرست باشن که اون بد بختا هم نژاد پرستی و فالانژسیت شون اندازه برخی ایرونیها نیست...ببینید در ایران چه به روز بهاییان..اقلیت های مذهبی ..همجنسگرایان میگذرد؟..من ممکنه تو یه اتاق زندگی کنم...اما اعصابم خیلی راحته.ارامشی که الان اینجا دارم ایران نداشتم...."
در ادامه احساسات ضد عرب و مسلمونها تو حول و حوش سالهای 2004 - 2008 یه نامه ای از طرف یه شهروند ناشناس تو یکی از روزنامه های محلی چاپ شد و به سرعت تو وب پخش شد . جالبه که به عنوان یه سخنرانی هم از جان هوارد ،کوین راد و هم پارسال از قول گیلارد نقل قول میشه . اما خوب مسلمه که همچین سخنانی که مصداق بارز نژاد پرستی توش دیده میشه نمیشه از قول یه سیاستمدار تو این سطح باشه . نمیخوام نامه رو ذکر کنم که نه باهاش کاملا موافقم و نه اینکه خیلی چیز مهمیه ، اما یه قسمت داره که فقط به عنوان یه دیدگاه از زبون یه استرالیایی به بعضی از ماها که مدام همه چیز اینجا رو داریم به نقد میکشیم ، میشه جالب توجه باشه . من نه استرالیاییم ونه همونطور که گفتم با این نوشته صد درصد موافقم ولی صد درصد مخالف هم نیستم و براتون این پاراگراف رو میزارم و بدونید زیر پوست شهر، خیلی از استرالیاییها با این جمله موافقند.
This is OUR COUNTRY, OUR LAND, and OUR LIFESTYLE,and we will allow you every opportunity to enjoy all this.
But once you are done complaining, whining, and griping about Our Flag, Our Pledge, Our National Motto, or Our Way of Life, I highly encourage you take advantage of one other great Australian freedom, “THE RIGHT TO LEAVE”.
خیلی آدم ضایعیم دو تا پست در مورد جنگ و دعوا پشت سرهم میزارم ، اولش بگم که همه میدونند که سیدنی نا امن ترین شهر استرالیاس اما نظر شخصی من اینه که به اندازه کافی واسه زندگی کردن امنه مخصوصا اگه یادمون باشه که توی چه حد عدم امنیت زندگی کرده بودیم و اونقدر سوسل نشده باشیم که اگه یه نفر مست نصفه شب جلومون رو بگیره زرد کنیم و بیایم پست بزنیم که استرالیا خیلی نا امنه . اصلا یکی از تفریحات ما همین نصف شب سر و کله زدن با جماعت مسته ، بنده خدا ها فقط دنبال یه گوش مفتند تا یه کم بگن و بخندن ، مخصوصا اگه توی جای شلوغ باشید که پلیس باشه عمرا جرات دردسر سازی ندارن ( ما که تا حالا چیزی ندیدیم ، اگه خدای نکرده به مشکل برخوردید دیگه از شانستون بوده گردن من نندازید ها ).
چند وقت پیش از یکی از دوستان در مورد کرونولا و اتفاقایی که اونجا افتاده یه چیزایی شنیدم و گفتم حالا که پست قبلی رو زدم این یکی رو هم بنویسم براتون که تا تو جو خشانت و خلافیم ، سر و ته داستان هم اومده باشه. تا اونجا که ما فهمیدیم کلا به لبنانیها اینجا میگن Trouble Maker ، خداییشم حق دارن . اصلا تیپ و قیافشون و مدل راه رفتنشون تو خیابون رو نرو آدمه . نمیشه دقیق توضیح داد چجورین ولی مسلما با تعریف لغت قانون مدار و با فرهنگ ، خیلی خیلی فاصله دارن . تو واژه نامه شهری و غیر رسمی اوزی کلا به این سیستم آدمها با قیافه خاورمیانه ای میگن Leb و یا به قول بریتیش ها wog که کلا به کسایی که پوستشون به عربها و مدیترانه ایها میزنه میگن ، این دو تا عبارت کاملا غیر محترمانست و مصداق بارز نژاد پرستی . زدم تو جاده خاکی ولی بد نیست بگم که اصطلاح Chink تو کل دنیا و منجمله استرالیا جهت بی احترامی به آسیایی ها استفاده میشه .
خلاصه اینکه داستانهای زیادی از مزاحمتهای جنسی برای خانمها ( رفتار طبیعیه یه عرب در مقابل یه خانم که بیکینی پوشیده رو این سوسولها مصداق مزاحمت میدونند بی شعورها ) ، گنگهای فساد و مواد مخدر که درصد بالایی از این بازار رو در اختیار لبنانیها و ویتنامیها قرار داده و... همیشه هست . به نظر من اصلا هم بزرگنمایی نشده ، یه چرخ تو Lakemba یا Auburn بزنید میفهمید چی میگم . بازم به نظر شخصی من این آتیش زیر خاکستر بوده که دسامبر سال 2005 توی ساحل کرونولا میزنه بالا . چهارم دسامبر هفت هشت تا لبنانی ، با دوتا از لایف گارهای ساحل درگیر میشن و حسابی میزننشون و فرار میکنند ، قضیه رسانه ای میشه ( و پلیس هم بعدا به خاطر استفاده از عبارت Middle Eastern" appearance" توی مصاحبه بازخواست میشه ) و توی یک هفته بعدش کلی اس ام اس پخش میشه که باید بریم ساحلمون رو از این لبنانیها پس بگیریم و از این حرفها که حدود 5000 نفر اوزی با پرچم استرالیا جمع میشن هفته بعدش تو ساحل و کلی درگیری پیش میاد و بعد عربها جمع میشن تو مسجد و سازماندهی میکنن و تا دوروز بعدش کل اون منطقه دور رو بر درگیری بوده . قضیه جهانی شده بوده مخصوصا الجزیره و کانالهای عربی که میدونید این عربها خوراکشون مظلوم نماییه که آی ما داریم سالم
تو فلان جا زندگی میکنیم و اینا همش الکی به ما گیر میدن (ارواح عمتون سالم زندگی میکنید ). کل دنیا پر میشه از اینکه اوزیهای نژاد پرست زدن دخل عربها رو اوردن . ( سریعم همه چی رو به اسراییل و جنگهای صلیبی ربط میدن )
شخصا اگه اون موقع سیدنی بودم طرفدار اوزیها بودم و البته نمیرفتم تو ساحل چون ممکن بود به خاطر قیافم کتک بخورم
ولی خوب هرکسی مختاره هر جوری در این مورد فکر کنه مخصوصا شما دوست عزیز .
این لینک و این ویدیو هم واسه اونایی که خوششون میاد از خشانت
و از این خشانت طلبی دو تا پست اخیرم به وجد اومدن.
اگه مثل ما مشتری برنامه های مستند باشید پس میونتون با کانال SBS باید خوب باشه و اگه نیست توصیه میکنم که باشه .چند وقتیه که تبلیغ یه مستند جدید چهار قسمتی رو میکنن که از هشتم قراره شروع شه و عنوانش هم همین عنوانیه که برای پستم انتخاب کردم . تریلر رو هم میتونید از اینجا ببینید .
شاید خیلی هاتون با نیمه دیگه سیدنی آشنا نباشید ، وقتی گوگل میکنید روی سیدنی ، تصاویر شهر و هاربر بریج و اپراهاوس و سابربهای شمالی و شرقی می آن بالا اما سیدنی 1,687 کیلومتر مربع مساحت داره و اگه میخواید حسش کنید که این مساحت یعنی چی ؟ باید بدونید که تهران بزرگ (یعنی شهر و حومه ) مساحتش 1274 کیلومتر مربعه و شیراز 178 کیلومتر مربع و وقتی میگیم سیدنی یکی از مولتی کالچرال ترین شهرهای دنیاست یعنی اینکه آقا جان همه جور آدمی پیدا میشه توش . میشه تا آخر عمرت سیدنی زندگی کنی و گذرت به محله های جنوب غرب نیفته همونطور که میتونی تو تهرون زندگی کنی و گذرت به گودهای شوش و بیست متری منصور نیفته اما نمیشه کتمانشون کرد . خلاصه اینکه کنجکاو شدم که این Cabramatta که میگن چه جور جاییه و چه اتفاقی اونجا افتاده ؟
این سابرب در سی کیلومتری جنوب غرب سیدنی واقعه ، اوایل دهه پنجاه میلادی یه هاستل برای مهاجرین توی این سابرب ساخته میشه و دهه پنجاه و شصت سیل مهاجرای فقیر اروپایی (بعد از جنگ ) و بعدش هم توی دهه هفتاد آسیایی های فقیر مخصوصا ویتنامیها نمای این محله رو کاملا عوض میکنه ، دهه هشتاد و نود توی مدرسه این محله نود درصد دانش آموزا از پدر و مادر غیر استرالیایی به دنیا اومده بودند . دهه نود دیگه این محله رسما در اختیار آسیایی ها قرار میگیره (البته نه از مدل با کیفیت ) و همینطور هم آمار خلافش از سطح هشدار رد میشه به ایستگاه قطار کابراماتا میگن : smack express که به خاطر معتاداییه که توش ولو بودن . سال 2002 پلیس یه یورش چند روزه برای مبارزه با هرویین انجام میده اونجا ،احتمالا یه چیزی خفیف تر از کاری که چند سال پیش توی خاک سفید تهرون انجام شد و کلی داستان داشته این قضیه . من دیگه بیشتر از این چیزی نمیدونم و اگه دوست دارید بیشتر با نیمه خالی لیوان آشنا شید میتونید از این یکشنبه کانال اس بی اس رو ببینید . آها راستی یه فیلم به اسم Little Fish بابازی سرکار خانم کیت بلانشت ( بازیگر استرالیایی هالیود که اگه به جا نمی آرید توی ارباب حلقه ها هم تشریف داشتند و کلا پایه ثابت نقش ملکه و این حرفها تو فیلمهای تاریخین) توی این محله و درباره تجارت مواد مخدر ساخته شده .
اول چند تا سوال بچه ها رو جواب بدم :
- کسایی که باویزای دانشجویی میان و یا هر ویزایی که مدیکیر بهشون تعلق نمیگیره ، قائدتا باید از بیمه خصوصی استفاده کنند مثلا این لینک برای دانشجوها .
- درمانگاهها یا در اصل همون medical center ها معمولا خصوصی هستند و رنج خدماتی که توشون ارائه میشه متفاوته ، همه حتما یک یا چند تا پزشک عمومی ثابت دارند و تعداد محدودیشون که باید در محدوده محل زندگیتون شناسایی کنید 24 ساعته هستند . بعضی ها رادیولوژی و آزمایشگاه هم دارند .
- قبلا هم نوشتم که اگه خدای نکرده احتیاج به دکتر در ساعت تعطیلی مدیکال سنترتون داشتید ، راه حل تماس با 000 و شرح مشکل و استفاده از راهنمایی اونهاست و یا داشتن شماره After hour doctor و یا نزدیکی به درمانگاه 24 ساعته . خیلی روی مراجعه به اورژانس بیمارستان حساب نکنید ( هر چند به هر حال یکی از گزینه هاست)
با توجه به تعداد محدود بازخوردها رو پست قبلی احتمالا میشه نتیجه گرفت که خیلی موضوع به قول معروف On the demand ای نیست این داستان سیستم درمانی ، پس سعی میکنم کمتر وقت بزارم و خلاصه تر بقیه موارد رو بنویسم :
ادامه در مورد سیستم عمومی :
اولا تجربه شخصی من میگه که هرچند تجربه و کیفیت کاری پزشکهای عمومی متفاوته اما به خاطر آموزشهایی که میبینند و پروسه هایی که باید رعایت کنند ، نحوه تشخیص بیماریها بسیار اصولی تر و بهتر از ایران انجام میشه .
در مورد Gap یا out of pocket گفتم ، اگر خدای نکرده مراجعه به پزشک برای خدمات Out of hospital زیاد بشه ، مدیکیر قانونی داره به اسم Safety Net که از اینجا میتونید بیشتر در موردش بخونید . خلاصه اینه که از یه سری حدهایی که رد بشه هزینه هاتون ، میزان کمکی که به شما میشه بالاتر میره .
هزینه های پزشکی اگه در سال مالی از 2000 دلار بیشتر باشه ، میتونید روی 20 درصدش توی Tax return حساب کنید .
اگه دکتری رفتید که Bulk bill انجام نمیده ، باید کل هزینه رو پرداخت کنید و بعد رسید رو ببرید مراکز مدیکیر و به اصطلاح Claim کنید و همونجا بسته به میزان مبلغ ، پول نقد میگیرید یا به حسابتون ریخته میشه .
بیمارستان :
مثل ایران خودمون به دو دسته عمومی و خصوصی تقسیم میشن و باز هم مثل همون ایران درجه بندیها فرق داره برای پیدا کردن آخرین و معتبرترین لیست بیمارستانها در محدودتون میتونید این لینک رو ببینید . در صورتی که با کارت مدیکیر در یه بیمارستان عمومی مورد مداوا قرار بگیرید ، هیچ هزینه ای لازم نیست بدید که به دلیل محدودیت تعداد تخت و خدمات ، معمولا مشمول قرار گرفتن در waiting list میشید که ماینگینش حدود 4 هفته اس . نکته اینه که در این صورت خیلی امکان انتخاب پزشک معالج و متخصص مورد نظر خودتون رو ندارید و باید تحت نظر کادر درمانی مشخص بیمارستان باشید . البته حالت مسخره ای هم هست به اسم Private patient in public hospital که شما بدون محدودیت میتونید تو بیمارستان عمومی پذیرش بگیرید ولی هزینه تخت رو باید پرداخت کنید ( چیزی در حدود 300 تا 500 دلار ) به علاوه هزینه های بیهوشی و از این حرفها . بیمارستانها براساس قدمت و امکاناتشون درجه بندی دارند . مثلا مریضهایی میبینید که برای عمل خاصی که مثلا فقط چند دکتر در استرالیا انجام میدن و بهترینشون توی بیمارستان خاصی در سیدنی عمل میکنه ، از سان شاین کوست اومدن اونجا !!! در مورد کیفیت رسیدگی : متاسفانه با بیمارستان در ایران و اینجا سر و کار داشتم . نوع رسیدگی و از همه مهمتر انسانیت و مسئولیت پذیری کادر درمانی در بیمارستانهای استرالیا چه عمومی و چه خصوصی به هیچ عنوان با بهترین بیمارستانهای دولتی ایران قابل مقایسه نیست . اینقدر داستان از هموطنهایی که مریضت رو با طلبکاری به سوی مرگ راهنمایی میکردند و غیر هموطنهایی که انسانیت رو تو رفتارشون با تو که تنها نقطه اشتراکت باهاشون زندگی در یک شهر بوده معنا میکردی ، دارم براتون بگم که مثنوی هفتاد من میشه .
بیمارستانهای خصوصی قر و فر بیشتری دارند و به شما حس VIP رو میدهند ولی به نظر میرسه که از نظر پروسه رسیدگی تفاوتی نداشته باشند با بیمارستانهای عمومی .
بیمه خصوصی :
این تصور که خوب یه مدیکیر دارم که هزینه های عمومی رو میده ، حالا برم بیمه خصوصی هم بگیرم که خیال خودم رو از هزینه درمانی راحت کنم رو بریزید دور . اولا که تقریبا همشون تو یه رنج خدمات میدن و فرقشون توی قیمت و نوع claim کردن و تعداد بیمارستانهای تحت قرارداد و تعداد مراکزشونه مگرنه از یه سری قوانین کلی تبعیت میکنند که توسط سازمان دولتی PHIO وضع و کنترل میشه ، اگه میخواید بیشتر بدونید از اینجا دنبالش کنید . خوندن گزینه های این بیمه ها هم واسه خودش داستانیه ، به طور کلی دو نوع کلی دارن Hospital cover و Extra که اولی هزینه های بیمارستان خصوصی و یا رسیدگی به عنوان بیمار خصوصی در بیمارستان دولتی (قبلا گفتم ) رو پرداخت میکنه و دومی هم شامل یه سری موارد جانبی مثل عینک ، دندانپزشکی و.. هستش . اگه میخواید بیمه خصوصی بگیرید به این موارد توجه داشته باشید : Waiting period , Annual limit و Exclusions.
اگه احیانا سوالی بود و جوابی براش داشتم ، ادامه همین پست پی نوشت میزارم.
پی نوشت ۱: هومن لطف کرده و این اطلاعات تکمیلی رو برام فرستاده :
"بهتره به جای سه صفر با این شماره تماس گرفته بشه:
HealthDirect : 1800022222
شماره سه صفر گوشی رو ورمیداره و میپرسه «پلیس، آتش نشانی، یا آمبولانس؟» و معمولا برای شرایط اضطراری هست.
درمورد مواردی که با پلیس سرکار دارین هم همینطور، درصورتی که مورد اورژانسی نیست به جای شماره سه صفر بهتره این شماره گرفته بشه:
Non-emergency police assistance: 131 444"
پی نوشت ۲ :
در مورد LHC ، علی قبلا نوشته که اینجا به علاوه کلی اطلاعات دیگه در مورد بیمه ها میتونید بخونیدش .
پی نوشت ۳ :
پیشنهادم اینه و سعی میکنم خودم هم رعایت کنم که جایی که لینک جامع دولتی در مورد مسئله ای وجود داره ، به تفسیر فرد دیگه توجه نکنید و خودتون بخونیدش . زندگی در دنیای جدید قوانین خودش رو داره که اگه قراره نتونیم حی از رو بخونیمشون و بهشون عمل کنیم ، کلاهمون پس معرکس . این میشه که terms and condition ها رو از سر تنبلی نمیخونیم و استرالیا میشه سرزمین دزدهای دریایی!!! با اصول زندگی مدرن در یه جامعه سرمایه داری باید آشنا بود تا سر آدم کلاه نره . اطلاعات همیشه در دسترسند و نمیتونی بگی که فلان هزینه اضافه رو متحمل شدم در حالیکه در موردش هیچی نمیدونستم، مطمئننا بوده و تنبلی کردم و نخوندم .حتی توی مطب پزشکها هم قبل از ویزیت و یا هر خدمات دیگه میتونید هزینه رو بپرسید و اونها به شما رسما لیست هزینه رو میدن که توش سهم مدیکیر و بیمه خصوصیتون ذکر شده و اگه احساس دودره شدن کردید میتونید از طریق PHIO شکایت کنید . اتفاقا من تجربش رو دارم که خیلی سریع یک نفر آدم حقیقی با شما تماس میگیره و کار شکایتتون رو پیش میبره ، در مورد تجربه من ، حق با من نبود و آفیسر بعد از اینکه دید من ناراحت شدم ، بهم زنگ زد و در مورد فلسفه اون قانون خاص نیم ساعت برام توضیح داد . نوع برخورده که حس آدم رو میسازه .
چیزی که بیشتر از همه تو این قضیه واسه ماها مهمه ، بحث هزینه هاست . اما کیفیت سیستم درمانی و نوع رسیدگی و توجه به بیماران هم مسئله بزرگیه که باید بهش توجه کرد . دوستانی که ویزایی میگیرند که مدیکیر بهشون تعلق میگیره میتونند خوشحال باشند که از مردم آمریکا و چند تا کشور اروپایی جلوترند
. مسلما میتونید از سایت مدیکیر هر اطلاعاتی رو که بخواید بگیرید ولی تا اونجایی که رسالت اطلاع رسانی منه ، منم قسمتی از دانسته هام رو براتون شیر میکنم ، اگه جایی اشتباه گفتم یا میشه چیزی بهش اضافه کرد ، حتما خوشحال میشم که دوستان داون آندر نشین اصلاح کنند .
تا اونجا که من متوجه شدم مدیکیر برای هر سرویسی که تقبل میکنه یه کد داره ، پس تا اینجاش اگه سرویس درمانی باشه که کد مدیکیر نداره ، انتظاری نمیشه از مدیکیر داشت ، بعدش هم که برای هر سرویس یه MBS Fee یا Medicare Benefit Schedule Fee هست که خود مدیکیر تا 75 درصدش رو میده . یه سناریو واستون میگم : شما بهتره که وقتی جا و مکانتون مشخص شد یه GP برای خودتون انتخاب کنید این جناب GP چیز خاصی نیست ، همون دکتر عمومی خودمونه .همه جوره هم تو سیدنی ما دیدیم ، مثل ایران خودمونه از اسکول و شوت توشون پیدا میشه تا با سواد و بهتر از متخصص ، چیزی که هست اینه که توی یه چارچوب خاص همشون حرکت میکنند یعنی هرجا که ببینند سوادش رو ندارند حتما شما رو به متخصص معرفی میکنند و از خودشون سلب مسئولیت میکنند و بعد هم اینکه یه سری مسئولبتها هم دارند که باید با شما پیگیری کنند مثلا اگه از بیمارستان برگشته باشید و عمل انجام داده باشید موقع ترخیص از بیمارستان به شما یه نامه میدن که کلیه مراقبتهای بعد از عمل و ویزیتها و آزمایشهای بعدش رو براتون شرح داده و اون رو میبرید میدید به GP ، دیگه وظیفه اونه که براتون همه وقتها رو هندل کنه و حتما زنگ میزنه و یه سری موارد رو مدام یاد آوری میکنه و از این کارها ... شما نمیتونید مستقیما برید سراغ یه متخصص و وقت بگیرید یعنی اصلا به شما بدون نامه referal از GP تون وقت نمیده ، پس یکی دیگه از کاربردهای ایشون همینه که تستهای اولیه رو انجام میده و وقتی که خیالش راحت شد اوضاعتون از حد کنترلش خراب تره ، معرفی میکنه به متخصص که هم میتونید خودتون اسم بدید و هم از پیشنهادش استفاده کنید . در مورد هزینه ها : MBS Fee در مورد GP ها فکر میکنم در حدود 40 دلار باشه ، بعضی از دکترها به این مبلغ قانعند و خودشون هم کارهای Billing با مدیکیر رو انجام میدن پس شما لازم نیست که هزینه ای بابت ویزیت دکتر عمومی بدید ، اما خوب تعدادشون محدوده و وقت گرفتن ازشون یه مقدار سخته اگه بخواید لیستشون رو پیدا کنید باید دنبال عبارت Bulk Bill بگردید و ازشون بپرسید که این مدلی هستند یا نه ؟ مثلا این لیست دکترهایه که تو سیدنی بالک بیل کار میکنند . و اگه بخوان پول بگیرن تا 70 دلار هم میگیرن که تقریبا نصفش رو باید Out of pocket بدید چون تا یه حدیش رو مدیکیر تقبل میکنه . تقریبا همه آزمایشها رو مدیکیر کامل میده ، فقط حواستون باشه که از GP بخواید که توی نسخه تیک بزنه که آزمایشگاه براتون Bulk Bill انجام بده این مبلغ هم کم نیست اگه مدیکیر نداشته باشید یه آزمایش خون معمولی بین 150 تا 250 تا واستون آب میخوره . اسکنها میتونه واستون مجانی در بیاد اگه تو مراکز مورد توافق با مدیکیر انجام بشه که هیچ فرقی نداره ، پس نکته کنکوری دیگه اینه که هر وقت GP یا متخصص براتون رادیولوژی ، سی تی یا ام آر آی نوشت حتما ازش بخواید که خودش براتون وقت رو تنظیم کنه که براتون انجام میدن ، جزو وظایفشونه نترسید منشیشون بهتون غر نمیزنه که واه چه پر رو برو خودت وقت بگیر . یه ام آر آی بدون مدیکیر تا 1000 دلار هزینشه ولی با مدیکیر و جاهای دولتی ، مجانیه . اگه Emergency باشه موردتون ، از متخصص بخواید که براتون وقت فوری بگیره .تقریبا به هیچ عنوان در مورد هزینه های دندونپزشکی و عملهای زیبایی روی مدیکیر حساب نکنید .
بازم مطلب هست در این مورد که به زودی مینویسم.
یه بار تو جواب یه دوستی در مورد اومدن غیر قانونی گفتم که من چون خودم اینجام نمیتونم بگم که بیاید یا نه اما الان یه کم خون کم به مغزم میرسه میخوام شلوغش کنم ... مرد حسابی بابا به خدا ما هم تو ایران بودیم ، من نمیدونم اونجا مگه چه خبره که دو تا بچه زیر ۵ سال رو با خودت سوار یه قایق میکنی میزنی تو اقیانوس ؟ احمق میفهمی داری چیکار میکنی ؟ بابا اصلا اینجا بهشت (که نیست به خدا ) آخه چرا رو زندگی زن و بچت ریسک میکنی ؟
یعنی این همه کشور تو دنیا مشکل دارن ، جنگ و گرسنگی و بدبختی دنیا رو برداشته ، چرا باید یه کشتی با ۲۵۰ نفر تو اندونزی غرق شه ، بیشتر مسافراش ایرونی باشن ؟!! بقیشونم افغانی و عراقی که تکلیفشون معلومه . نیاید هی بگید آزادی نیست نمیدونم حجاب آزاد نیست نمیتونیم بریم تو خیابون برقصیم ، بیکاریم ، مشکل سیاسی داریم و واز این حرفها ... مطمئننا وضعیتمون از خیلی از کشورها بهتره ، مشکلمون اینه که همیشه دنبال راه ساده تریم ، همین .
دیروز اخبار ساعت هفت و نیم کانال ABC که مهمترین اخبار استرالیاس تقریبا ، داشت نیم ساعت در مورد این قضیه حرف میزد . با یکی از نجات یافته ها که یه ایرونی بود و با انگلیسی دست و پا شکسته داشت میگفت که ما ایران مشکلات داریم و آزادی نداریم و میخوایم بیایم استرالیا دنبال آزادی . وزیر سایه مهاجرت که مهمون برنامه بود هم مدام داشت مثال از ایران میزد و میگفت که ما باید مشکل رو از پایه حل کنیم . باید با سازمان ملل وارد مذاکره بشیم که جلوگیری بشه از این نوع ورود به استرالیا و کاملا لحنش بی ادبانه بود نسبت به ایران ... اینه که گفتم خون به مغزم نرسید..
